چکیده:

تلقی عصر حاضر به عنوان عصر عقل گرایی، اهمیت پرداختن به مقوله ي عقلانیت و لزوم توجه به آن را به وضوح نمایان می سازد. با توجه به

اهمیت و گسترش مطالعات میان رشته اي در حوزه ي قرآن کریم، در این پژوهش با دو رویکرد فلسفی و قرآنی به تبیین عقل و عقل گرایی
و بیان تفاوت این مقوله از دیدگاه قرآن و فلسفه می پردازیم.
با بررسی نظرات فلاسفه و نیز کاوش در آیات قرآن که ناظر به این مسأله است، می توان دریافت که عقل فلسفی ابزاري براي معرفت است
که کاربردش ادراك کلیات است؛ بر خلاف عقل قرآنی که به نحو کاربردي، سعی دارد از پدیده هاي جزئی و ظاهري به اموري کلی و مهم منتقل شود و میان جزئیات و کلیات پیوند برقرار سازد.

مقدمه

قرآن به عنوان منبعی عظیم از علوم و معارف، از زمان نزول
تاکنون همواره مورد عنایت مسلمانان به طور خاص و نیز غیر
مسلمان بوده است. در عصر حاضر، گسترش مطالعات و
پژوهش هاي قرآنی تغییرات شگرفی را در این حوزه به وجود آورده
است. مطالعات میان رشته اي در حوزه ي قرآن کریم، که سابقه ي
چندانی ندارد، روزنه هاي جدیدي را براي علوم مختلف در راستاي
بهره مندي از دریاي عمیق علوم و معارف قرآن گشوده است. این
مطالعات حوزه هاي علوم مختلف را شامل می شود که یکی از این
علوم فلسفه است. توجه به عقل و عقل گرایی در قرآن و فلسفه
آن را در شمار یکی از مهم ترین مسائل مشترك مطرح شده در این
دو حوزه قرار داده است؛ البته این رویکرد مشترك، به معناي
وجود تفسیر واحدي از مقوله ي عقلانیت در میان آنان نیست.
گستردگی مباحث مرتبط با این بحث در میان فلاسفه، آن را با
رویکردهاي فلسفی عجین ساخته است؛ گویا تنها متولی
پاسخ گویی به مسائل عقلانی علم فلسفه است. غلبه ي این مسأله
حتی در بحثی چون عقل ورزي در قرآن هم پیش رفته است. در
حالی که کثرت آیات دال بر مباحث عقلانی در کلام وحی و نیز
آیات بیشماري که دعوت به عقل ورزي می نمایند، لزوم توجه به
این مقوله را آن هم نه فقط با رویکرد فلسفی بلکه با نگاه
درون متنی نمایان گر است.
آن چه پیش رو دارید تبیین مسأله ي عقل و عقل گرایی با دو
رویکرد فلسفی و قرآنی به صورت تفکیک شده می باشد.
سؤالات پژوهش
1.عقل در فلسفه به چه معناست؟
2.عقل ورزي در قرآن از چه بار معنایی برخوردار است؟
فرضیات پژوهش
1.تلقی قرآن از عقل ورزي، متفاوت از عقل فلسفی است.
2.در فلسفه عقل ابزار معرفت و ادراك کننده ي کلیات است.
3.عقل ورزي در قرآن به معناي درك جزئیات و رابطه برقرار
ساختن میان آن جزئیات و اموري کلی و مهم است.
ضرورت پژوهش
اهمیت بحث عقل و عقل ورزي را می توان در دعوت هاي مکرر
قرآن جستجو کرد. دارا بودن نقش اساسی عقل در مباحث
معرفت شناختی و نیز کاربرد آن در زندگی انسان ها بر اهمیت و
ضرورت معرفی آن می افزاید.
عجین بودن مقوله ي عقلانیت با رویکرد فلسفی، علیرغم وجود
آیات بسیاري دال بر این مبحث در قرآن کریم، لزوم توجه به آن
را، آن هم نه فقط با رویکرد فلسفی بلکه با نگاه درون متنی آشکار
می سازد.
نتیجه گیري
چنان چه گذشت، در فلسفه عقل ابزاري براي معرفت است که به
آن قوه ي عالمه، نیروي ادراك کلیات و ...نیز اطلاق شده است .
حکماي اسلامی آن را به دو قسم نظري و عملی تقسیم کرده اند و
از کارکردهاي آن دو سخن به میان آورده اند. ایشان عقل نظري را
به عنوان ابزاري در شکل دهی ادراکات انسان بیشتر مورد توجه
قرار داده اند. درباره ي نقش عقل به عنوان ابزار معرفت مطالبی
مطرح شده است که از جمله، فعال بودن آن در درك معانی با
تبدیل محسوسات به معقولات، یا حتی تعقل ممتنع بالذات و
....است. بنا به نظر فلاسفه شیو ي عقل در کسب معرفت سیر کلی
به جزئی است. بررسی آیات متعدد مربوط به عقل ورزي، تفاوت
رویکرد فلسفه و قرآن را نسبت به عقل و عقل گرایی نشان می دهد.
این واژه در قرآن صرفا به صورت فعلی استعمال شده است و بر
خلاف آن چه که در مباحث فلسفی گذشت، هیچ گاه از عقل به
عنوان ابزار معرفت یاد نشده است. آن چه را که لازم است به عنوان
پیش فرض در نظر بگیریم، قابل فهم بودن آیات قرآن براي مردم
عصر نزول است؛ بنابراین مسلّم است که تلقّی مردم عصر نزول از
عقلانیت متفاوت است از آن چه قرن ها بعد، توسط فلاسفه بیان
شده است. براین اساس لازم است به این بحث به طور مجزا از
مباحث فلسفی و تنها بر اساس کاربردهایش در قرآن پرداخته
شود.
بررسی آیات نشان گر آن است که قرآن نسبت به این مقوله یک
رویکرد کاربردي در زندگی همه ي انسان ها دارد؛ این گونه که در
آیات زیادي امر و یا ترغیب به تعقّل در نشانه هایی می نمای د که
انسان ها به طور روزمره با آن ها در ارتباطند و از آن ها می خواهد
آن پیوندي را که ثبوتا میان آن نشانه ها و خالقشان وجود دارد،
اثباتا نیز برقرار سازند.
مهمترین کارکردي را که فلاسفه براي عقل بیان نموده اند ادراك
کلیات است؛ این گونه که عقل یک قانون کلی را در امور جزئی
جاري می سازد؛ بر خلاف قرآن که انسان ها را دعوت به تعقّل در
پدیده هاي جزئی و ظاهري می کند تا از آن پدیده ها به اصولی
کلی همچون توحید و معاد منتقل شوند. پدیده هایی هم چون :
نزول باران، اختلاف شب و روز، وزیدن بادها، مسخر بودن شب و
روز و خورشید و ماه براي انسان ها و ....که در زندگی همه ي
انسان ها ودر همه ي مکان ها و زمان ها جریان دارند.
نفیسه امیري:  کارشناسی ارشد علوم قرآنی، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم