از خون جوانان وطن لاله دمیده

از ماتم سرو قدشان سرو خمیده

در سایه گل، بلبل ازین غصّه خزیده

گل نیز چو من در غمشان جامه دریده


چه کج رفتارى اى چرخ!

چه بدکردارى   اى چرخ!

سر کین دارى اى چرخ!

نه دین دارى نه آیین دارى اى چرخ!


از دست عدو ناله من از سرِ درد است

اندیشه هر آن کس کند از مرگ، نه مرد است

جانبازى عُشّاق نه چون بازى نرد است

مردى اگرت هست، کنون وقت نبرد است


چه کج رفتارى اى چرخ!

چه بدکردارى اى چرخ!

سر کین دارى اى چرخ!

نه دین دارى نه آیین دارى اى چرخ!